شوخی بیانیه دونالد ترامپ اخبار بین الملل

شوخی: بیانیه دونالد ترامپ اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی رئیسی صورت شاخص کاریزما نیست/ اصولگرایان، مجلس یازدهم و دولت سیزدهم را می‌خواهند ، باهنر

محمدرضا باهنر می‌گوید: ابراهیم رئیسی صورت شاخص اصولگرای کاریزما نیست و دیگر دوران اینکه به دنبال آدم‌های حقیقی کاریزما بگردیم تمام شده، همچنان‌که در جریان اصلاح

رئیسی صورت شاخص کاریزما نیست/ اصولگرایان، مجلس یازدهم و دولت سیزدهم را می‌خواهند ، باهنر

باهنر: رئیسی صورت شاخص کاریزما نیست/ اصولگرایان، مجلس یازدهم و دولت سیزدهم را می خواهند

عبارات مهم : سیاسی

محمدرضا باهنر می گوید: ابراهیم رئیسی صورت شاخص اصولگرای کاریزما نیست و دیگر دوران اینکه به دنبال آدم های حقیقی کاریزما بگردیم تمام شده، همچنان که در جریان اصلاح طلبی نیز کسی کاریزما نیست.

به گزارش ایسنا، بعد از ۲۸ سال نمایندگی مجلس حالا دو سالی است که فقط به صندلی های مجمع تشخیص مصلحت نظام، دبیرکلی جامعه اسلامی مهندسین و ریاست جبهه پیروان خط امام و رهبری تکیه زده و همچنان حضور پررنگی در سیاست کشور دارد؛ شاید به عقیده بعضی هنوز مهندس لابی گری و مشورت های سیاسی باشد.

رئیسی صورت شاخص کاریزما نیست/ اصولگرایان، مجلس یازدهم و دولت سیزدهم را می‌خواهند ، باهنر

می گوید که “حصر” و “ایجاد محدودیت ها جهت مدیر دولت اصلاحات”مسائل حاشیه ای هستند، می خواهد در این باره سوالی نپرسم و او هم پاسخی نمی دهد.

معتقد است نباید از حالا دعواهای انتخاباتی دو سال آینده را شروع کرد و رسانه ای کردن مباحث سیاسی درون گروه ها و جریانات سیاسی کار درستی نیست، ولی در عین حال تاکید می کند که اصولگرایان به آینده ناامید نیستند و حتما می خواهند مجلس یازدهم و دولت سیزدهم را داشته باشند.

محمدرضا باهنر می‌گوید: ابراهیم رئیسی صورت شاخص اصولگرای کاریزما نیست و دیگر دوران اینکه به دنبال آدم‌های حقیقی کاریزما بگردیم تمام شده، همچنان‌که در جریان اصلاح

به نقش جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی اشاره می کند و می گوید که جمنا شروع کننده خوبی در جهت وحدت بخشی به اصولگرایان بود ولی به اصلاح ساختاری نیاز دارد و آنها اکنون در حال مذاکره، گفت وگو و بازسازی ساختاری خود هستند.

این فعال سیاسی اصولگرا همچنین می گوید: در انتخابات اخیر هیچ کس به آقای میرسلیم یا آقای هاشمی طباء به این امید رای نداده که آنها رای بیاورند، بلکه فقط می خواسته در انتخابات شرکت کند. خود من در سال ۸۸ به آقای رضایی رای دادم و به آقای موسوی و احمدی نژاد رای ندادم، نه اینکه فکر کنم آقای رضایی رای می آورد بلکه چون آن دو کاندیدا مطلوب من نبودند.

*مردم هر لحظه نتیجه رای خود را دیده اند

رئیسی صورت شاخص کاریزما نیست/ اصولگرایان، مجلس یازدهم و دولت سیزدهم را می‌خواهند ، باهنر

محمدرضا باهنر در گفت وگو با ایسنا، ابتدا درخصوص فضای سیاسی کشور، اظهار کرد: انتخابات در کشور ما مهم و تاثیرگذار است و مردم همواره تاثیر نتیجه آرای خود را دیده اند. تاثیر ملموس حضور مردم در انتخابات و نوع رایشان قابل توجه بوده، به همین علت در وقت انتخابات معمولا گفت و شنودها، تک و پاتک ها و رقابتها زیاد می شود و بسیاری از پرسشها مملکت را تحت الشعاع خود قرار می دهد.

وی ادامه داد: ما تا حدود پنج سال قبل به طور میانگین سالی یک انتخابات مهم داشتیم که حدود شش ماه فضای جامعه را درگیر خود می کرد و هیجانات را اوج می برد، فضای انتخابات هر لحظه در کشور ما همه گیر می شود؛ اگر انتخابات را زلزله به حساب بیاوریم، حدود ۴ – ۵ ماه پیش لرزه داریم و ۵ – ۶ ماه هم بعد لرزه. بنابراین تمام فضای زمانی کشور تحت الشعاع انتخابات است و این یکی از دلایل مهم بود که وقت انتخابات ها دو به دو با یکدیگر منطبق شد تا هر سال شاهد برگزاری انتخابات نباشیم و اکنون هر دو سال یک بار برگزار می شود. ما در مجمع تشخیص مصلحت نظام این عنوان را مصوب کردیم و مجلس نیز کمک کرد.

محمدرضا باهنر می‌گوید: ابراهیم رئیسی صورت شاخص اصولگرای کاریزما نیست و دیگر دوران اینکه به دنبال آدم‌های حقیقی کاریزما بگردیم تمام شده، همچنان‌که در جریان اصلاح

*نباید از حالا دعواهای انتخاباتی دو سال آینده را شروع کرد

این فعال سیاسی اصولگرا خاطر نشان کرد: فضای انتخاباتی در کشور خوب و بافایده است و مردم را به صحنه آورده و آنها را به مسابقه سالم وادارمی کند، ولی این نمی تواند دائمی باشد؛ آیا که مملکت خیلی کارها، مشکلات، گرفتاری ها و پرسشها دیگر دارد و مسئولین باید به دنبال حل آنها باشند که حل کننده مهم نیز عموما مجلس و دولت هست. بنابراین از حالا نباید بحث های انتخاباتی دو سال آینده و چهار سال آینده را شروع کرد. به نظر من این اصلا معنا ندارد.

رئیسی صورت شاخص کاریزما نیست/ اصولگرایان، مجلس یازدهم و دولت سیزدهم را می‌خواهند ، باهنر

باهنر تاکید کرد: ایرادی ندارد که تشکل ها و گروه ها و جریانات سیاسی در درون خود بحث داشته باشند، ولی رسانه ای کردن این فضا کار درستی نیست، دعواهای انتخاباتی نباید از حالا شروع شود آیا که مسئولین به کار خود نمی رسند.

*رای ۱۶ میلیونی ابراهیم رئیسی متعلق به کیست؟

دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین با اشاره به رای ۱۶ میلیونی ابراهیم رئیسی در انتخابات اخیر، گفت: در هر دو انتخابات ۹۲ و ۹۶ آقای روحانی برنده شدند، ولی با این تفاوت که در سال ۹۲ رای ایشان ۵۰ درصد بود و آراء دیگر بین سایر کاندیداها تقسیم شد ولی در انتخابات اخیر رای آقای روحانی از ۵۰ درصد به حدود ۶۰ درصد ارتقاء پیدا کرد و در عین حال رای اصولگرایان به طور متراکم ۴۰ درصد بود. حال پرسش این است که این ۴۰ درصد سبد رای چه فرد و جریانی است؟ جهت آقای قالیباف است یا آقای رئیسی یا جمنا یا جامعه اصولگرایی؟

وی افزود: باید بگویم که همه این ها بود به همراه موارد دیگر، یعنی بعضی آراء جهت افرادی بود که از عملکرد آقای روحانی راضی نبودند که ممکن است اصولگرا هم نباشند. عده ای هم به کاندیدایی رای دادند که مطمئن بودند رای نمی آورند یعنی کسانی که به مردها هاشمی طباء و میرسلیم رای دادند چه فکر می کردند؟ فکر می کردند رای می آورند؟ تصور من این است که هیچ کس به آقای میرسلیم یا آقای هاشمی طباء به این امید رای نداده که آنها رای بیاورند، بلکه فقط می خواسته در انتخابات شرکت کند. در عین حال کاندیداهای مهم را نمی پسندیده یا قبول نداشته است.

*سال ۸۸ به محسن رضایی رای دادم چون موسوی و احمدی نژاد مطلوبم نبودند

باهنر تصریح کرد: همانطور که خود من در سال ۸۸ به آقای رضایی رای دادم و به آقای موسوی و احمدی نژاد رای ندادم، نه اینکه فکر کنم آقای رضایی رای می آورد بلکه چون آن دو کاندیدا مطلوب من نبودند.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: تصویر این عنوان هم صادق هست، یعنی ما اطلاع داریم که اصولگرایانی به آقای روحانی رای دادند چون ایشان را نیروی اصلاح طلب نمی دانستند و ممکن است نقدهایی هم به ایشان داشته باشند ولی بین کاندیداهای موجود آقای روحانی را ترجیح دادند. بنابراین چون انتخابات در کشورمان جریانی است و نه حزبی، جریان ها با یکدیگر مسابقه نمی کنند و شناور هستند و چفت و بست محکمی ندارند. در عین حال هزینه و فایده آنها زیاد نیست و در کشور ما خیلی راحت می شود که افراد یک بار به جریان خاصی رای دهد و دفعه بعد به جریانی دیگر.

وی همچنین گفت: در مجموع می توان گفت که در انتخاباتی که گذشت، ۴۰ درصد به اصولگرایان رای داده اند و ۶۰ درصد به آقای روحانی و نمی توان خیلی دقیق گفت که چه میزان از این آراء جهت کدام فرد یا جریان و نگاه سیاسی هست. ما اگر زمانی چند حزب قدرتمند با کاندیداهای مشخص داشته باشیم، آن وقت می توانیم وزن دقیق تری از این آراء به دست آوریم.

این نماینده پیشین مجلس خاطر نشان کرد: در انتخابات مجلس نیز با اینکه جریانات سیاسی نقش زیادی ایفا می کنند ولی این نقش به اندازه تاثیرگذاری در انتخابات ریاست جمهوری نیست آیا که در حوزه های انتخابیه کوچک مسابقه بین افراد است نه جریان ها و نگاه های سیاسی.

باهنر ادامه داد: در پایتخت کشور عزیزمان ایران یا شهرهای بزرگ مردم به لیست ها و امضاها رای می دهند نه لزوما به کاندیداها، ولی در شهرهایی با دو یا سه نماینده مردم کاری به جناح ها ندارند و به فرد رای می دهند. بنابراین نقش احزاب در انتخابات مجلس از نظر من ضعیف تر است و در انتخابات ریاست جمهوری نقش کامل تری ایفا می کنند.

*رئیسی صورت شاخص اصولگرای کاریزما نیست

رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری راجع به جایگاه فعلی ابراهیم رئیسی در جریان اصولگرایی، گفت: به هر حال ایشان در دوره ای کاندیدای این جریان بودند ولی اینکه در دور آینده نیز کاندیدای اصولگرایان است یا نه اصلا نمی توان قضاوت کرد.

وی افزود: اگر ما بخواهیم اشخاص کاریزماتیکی از جریان اصولگرایی نام ببریم افرادی همچون حضرت آیت الله مهدوی کنی و آقای عسگراولادی از این جمله بودند ولی این که بگوییم آیا آقای رئیسی توانسته جای یکی از دو تن را بگیرد یا خیر، باید بگویم نه، حتما نگرفته. این که آیا مجددا کاندیدا خواهد شد یا نه، باز هم نمی دانم و این که اگر باز کاندیدا شود همه اصولگرایان روی او تفاهم می کنند یا خیر را نیز نمی توان آینده نگری کرد.

این فعال سیاسی اصولگرا تاکید کرد: در انتخابات اخیر نیز کاندیداهای مطرح اصولگرا چند نفر بودند و حتی چند روز قبل از برگزاری انتخابات آقای قالیباف کنار رفت که هنوز بعضی اینطور تحلیل می کنند که اگر آقای قالیباف می ماند و آقای رئیسی کنار می رفت، رای آقای قالیباف زیاد بود. هر چند من این حرف را قبول ندارم، ولی به هر حال همه این سناریوها محتمل است و طرفدار دارد.

باهنر همچنین اظهار کرد: به طور کلی من فکر نمی کنم آقای رئیسی به عنوان یک صورت شاخص اصولگرای کاریزما به حساب بیاید و در حال حاضر اصولگرایان بعد از جریان آیت الله مهدوی کنی و آقای عسگراولادی، شخص حقیقی که بتواند همه مجموعه اصولگرایی را دور هم جمع کند، به خود ندیده. هر چند وقت آن دو تن نیز اختلافاتی وجود داشت و اجماع کامل نبود ولی درحال حاضر چنین صورت ای در میان اصولگرایان وجود ندارد. از طرفی من حرف فراتر از این بحث ها دارم و می گویم که اصولا اصولگرایان و اصلاح طلبان و جریانات سیاسی خیلی نباید دنبال اشخاص حقیقی کاریزما باشند، ممکن است یک شخصیت حقوقی پیدا شده است و کاریزما شود، به طور مثال حزب قدرتمندی شکل بگیرد، ولی دوران اینکه به دنبال آدم های حقیقی کاریزما بگردیم، تمام شده است است.

دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین یادآور شد: قدیم ترها بعضی از واژه پدرسالار استفاده می کردند، به معنای حضور اشخاصی که بر قلب ها حکومت داشتند و افرادی آنها را دوست داشته و مرید آنها بودند، ولی آن دوران گذشته و اینکه یک نفر بیاید مراد طیف عظیمی از کشور باشد، شدنی نیست.

*کسی در جریان اصلاح طلبی کاریزما نشده است

وی در پاسخ به این پرسش که اصولگرایان به دنبال یافتن چنین فردی هستند یا خیر؟، گفت: اگر دنبالش هم باشند، گیرشان نمی آید. در میان اصلاح طلبان نیز همین گونه هست. شاید یکی دو نفر جایی حرفی بزنند ولی مجموعه عواملی جمع می شود تا اتفاقی بیفتد و این نیست که صورت ای در این جریان کاریزما شده است باشد و بتواند رهبریت جریان اصلاح طلبی را به عهده بگیرد.

باهنر در تصویر العمل به این پرسش که آیا سیدمحمد خاتمی رهبر جریان اصلاحات نیست؟، اظهار کرد: مجموعه ای از عوامل دور هم جمع شده است تا اتفاقاتی بیفتد. در انتخابات سال ۹۲ که آقای روحانی رای آورد، گویا مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی در جلسه ای دلخور شده است و گفته بودند که اگر ما از آقای روحانی حمایت نمی کردیم ایشان ۵ – ۶ درصد رای زیاد نداشت و همین هم بود.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: به طور مثال اگر در همان سال آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات عضویت نکرده بود و یا عضویت کرده و تایید صلاحیت شده است بود و یا رقبای آقای روحانی متراکم و منسجم شده است بودند، دیگر نه رای ۵۰ درصدی وجود داشت و نه آقای خاتمی می توانست رهبریت جریانی را بر عهده بگیرد، بنابراین ابر و باد و مه و خورشید فلک در یک مقطع کوتاه یکی شدند و اتفاقی افتاد و آقای روحانی رای آورد، ولی در انتخابات سال ۹۶ اینگونه نبود و عملکرد آقای روحانی و اعتماد به او باعث رای آوری شد و علی رغم نقدهای جدی که به ایشان وارد بود، مردم مقایسه کردند و دیدند نمی توانند به سفره های پهن نشده اعتماد کنند. هر چند رقبای آقای روحانی نیز وعده های سنگین و بزرگی دادند ولی جامعه به آن باور نرسید که آنها می توانند این کارها را انجام دهند.

*جمنا شروع کننده خوبی در جهت وحدت بخشی به اصولگرایان بود ولی به اصلاح ساختاری نیاز دارد

وی راجع به فعالیت های فعلی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی(جمنا)، گفت: جمنا در حال مذاکره، گفت وگو و بازسازی ساختاری خود هست. جمنا شروع کننده خوبی در جهت وحدت بخشی به اصولگرایان بود و توانست نقش خوبی ایفا کند ولی در درون ساختار اصولگرایان نقدهایی نیز به آن وارد شد و کسانی که عمدتا به جمنا پیوستند و یا سکوت کرده و با آن مخالفت نکردند، زیاد به امید رسیدن به آن وحدت بود، ولی در آن مقطع به وحدت فلسفی و مواضع نرسیدند، بلکه فقط وحدتی ایجاد شد تا بتواند رای اصولگرایان را متراکم کند که این اتفاق افتاد.

این نماینده پیشین مجلس تاکید کرد: بنابراین جمنا شروع کننده خوبی بوده ولی اگر بخواهد ادامه دهد حتما به اصلاح ساختاری نیاز دارد. من اعتقاد ندارم که جمنا می تواند یک حزب جامعه فراگیر شود و خود آنها نیز مدعی این قضیه نیستند بلکه می خواهند جمع کننده گروه ها و فعالان سیاسی اصولگرایان باشند و سرمایه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را کنار یکدیگر قرار دهند که در این حوزه نقش خوبی ایفا کرده اند.

باهنر خاطر نشان کرد: از سویی در جمنا به آن میزان که باید، به تشکل های سیاسی بها داده نشد. البته آنها اعتقاد بودند که تشکل های سیاسی همگی قادر به جمع کردن ۵۰ درصد رای مردم نیستند که این حرفشان نیز قابل تامل و درست بود؛ چون می گفتند که ما یکسری سرمایه های اجتماعی و فرهنگی داریم که سیاسی نیستند ولی مواضع انقلابی و قابل قبولی است که باید نقش آنها را در انتخابات مورد توجه قرار داد و پررنگ کرد بنابراین در این راستا گام برداشتند.

وی افزود: علت کم رنگ شدن حضور آن ها در فضای رسانه ای نیز همان است که ابتدا گفتم، ما فکر می کنیم ضرورتی ندارد کسانی که می خواهند فعالیت سیاسی و انتخاباتی داشتند باشند در غیر وقت نزدیک به انتخابات این کار را انجام دهند چون دلیلی ندارد فضای کشور همواره سیاسی و در درگیری باشد.

*اصلاح طلبان اشخاص تند و تیزی جهت وزارتخانه ها طراحی کرده بودند ولی آن گونه نشد

این فعال سیاسی اصولگرا در پاسخ به این پرسش که آیا اصولگرایان می توانند بار دیگر در سالهای آتی سکان قدرت کشور را در اختیار بگیرند یا خیر و این که آیا برنامه ای جهت آن دارند، اظهار کرد: چون اصولگرایان و اصلاح طلبان حزبی جامع و مانع نبوده و طیف محسوب می شوند، این قضاوت ها نیز راجع به احتمال برنده شدن یا باختنشان در آینده سخت است.

باهنر ادامه داد: به عنوان نمونه مجلس دهم نسبت به مجلس نهم اصلاح طلب تر است ولی یک اصلاح طلب نتوانست مدیر آن شود و با اینکه آقای عارف زحمت کشید و فعال بود و لیست امید هم به طور کامل رای آورد، ولی به هر حال آقای عارف نتوانست مدیر مجلس شود درحالی که تبلور نتیجه انتخابات، انتخابات هیات رئیسه هست. یا در انتخابات ریاست جمهوری نیز همین اتفاق افتاد. به هر حال آقای روحانی صورت مطلوب و ایده آل اصلاح طلبان نیست و خودشان نیز این را نمی گویند و حتی بعضی اصلاح طلبان معتقدندکه دولت دوازدهم نسبت به دولت یازدهم فاصله بیشتری با اصلاح طلبان دارد.

وی در این رابطه اظهار کرد: اصلاح طلبان اشخاص تند و تیزی جهت وزارتخانه ها و مناصب دیگر طراحی کرده بودند ولی آن گونه نشد. نهایتا می توان گفت که اگر احزاب قدرتمند وجود داشته باشد خیلی تفاوت نمی کند کاندیدای اصلاح طلبان آقای حسن باشد یا تقی یا نقی، ولی اکنون اصلا اینگونه نیست و اگر به جای آقای روحانی فرد دیگری کاندیدا می شد حتما تعداد رای بسیار متفاوت تری داشت.

*اصولگرایان حتما می خواهند مجلس یازدهم و دولت سیزدهم را داشته باشند

دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین تصریح کرد: در میان اصولگرایان نیز همین گونه هست، اگر به جای آقای رئیسی فرد دیگری بود آراء خیلی تفاوت می کرد. نمی خواهم بگویم آراء کمتر می شد یا زیاد ولی تفاوت زیادی داشت بنابراین در حال حاضر ترکیبی از اشخاص حقیقی و شخصیت های حقوقی و امضاها و مهرهایی که به لیست ها می خورند، مجموعا سبد رایی را درست می کند. در حال حاضر نیز اصولگرایان ناامید نیستند و حتما دنبال کار هستند و می خواهند مجلس یازدهم و دولت سیزدهم را داشته باشند.

*در مجلس دهم همان مسیر مجالس قبل طی می شود

باهنر در ادامه گفتگو با توجه به داشتن بیش از ۲۰ سال سابقه نمایندگی، راجع به عملکرد مجلس دهم، گفت: این مجلس نیز مانند مجالس نه گانه قبلی کار خود را می کند. لوایح بودجه و برنامه را بررسی و تصویب می کند و روال عادی کارها طی می شود . ولی اگر انتظار داشتیم مجلس دهم کاری متفاوت با کار سایر مجالس انجام دهد، چنین چیزی رخ نداده و همان مسیر قبلی طی می شود.

وی افزود: اگر از نظر ساختاری و تشکیلاتی نیز ایراداتی دارد، این طبیعی است چون به فرض اگر توقع داشته باشیم کسی که امروز نائب مدیر شده است مانند فردی که ۱۲ سال نائب مدیر بوده کار کند، این توقعی غیر عاقلانه و غیر عادلانه است و من خودم روزی که نائب مدیر شدم نقاط ضعف بسیاری داشتم که به تدریج با کسب تجربه برطرف شد و نمی توان توقع داشت آقای پزشکیان یا آقای مطهری مانند کسی کار کنند که ۱۲ سال نائب مدیر بوده ولی اگر بخواهیم عملکرد سال اول آنها را با عملکرد سال اول نائب رئیسی من مقایسه کنیم باید بگویم که بسیار مسلط و خوب کار می کنند ولی به هر حال تجربه ۱۲ سال نائب رئیسی فرد را قدرتمند و با نفود می کند و این امری طبیعی هست. شاید آقای پزشکیان دو سال دیگر بتواند مانند یک نائب مدیر با سابقه دوازده سال، فعالیت کند.

این نماینده پیشین مجلس خاطر نشان کرد: علت مهم این که در مجلس دهم اتفاق خاصی هم رخ نداده، کم تجربگی افراد هست. به عنوان نمونه بسیاری از نمایندگان پایتخت کشور عزیزمان ایران در هر دوره تا پیش از این مجلس، چندین دوره سابقه نمایندگی داشتند ولی این بار عموما نمایندگان تجربه اولشان بود.

باهنر راجع به راه حل برطرف مسئله بی تجربگی نمایندگان مجلس، گفت: جبران این کمبودها به عهده احزاب است و اگر این عزیزانی که وارد مجلس شده است اند همگی اعتبار حزبی داشته باشند، آن حزب یک اتاق فکر و پژوهشکده هست، برنامه تعریف می کند که این عزیزان هم می توانند آن را پیاده کنند ولی چنین چیزی وجود ندارد و اوضاع اینگونه می شود.

وی تاکید کرد: به طور کلی می توان گفت که هر نماینده ای در مجلس بعدی تکرار شود به نفع عملکرد مجلس است ولی متاسفانه ساختار در کشور مسئله اساسی دارد و باید حل شود. از نظر من راه حل فقط تشکیل احزاب است به طوریکه به قول مرحوم آقای پرورش، بعضی از نمایندگان که به پایتخت کشور عزیزمان ایران می آیند تا می خواهند خیابان های پایتخت کشور عزیزمان ایران را یاد بگیرند دوره ارزش تمام می شود. چقدر باید وقت مان را صرف کسب تجربه آدم های بی تجربه کنیم؟ اگر حزب وجود داشته باشد با این رویه دوی امدادی ایجاد می شود و نفر قبلی کار را تحویل نفر بعدی می دهد ولی چون حزب نداریم همه افراد باید کارشان را از اول شروع کنند.

-در آخر گفت وگو از باهنرخواستم راجع به بعضی اشخاص نظرات کوتاهی ارائه دهد ولی او نخواست درخصوص افراد اظهار نظر کند. نهایتا نظر خود را راجع به بعضی دستگاه ها و احزاب بیان کرد.

قوه قضاییه: باید مامن مردم جهت احقاق حق باشد. قوه قضاییه تلاش های زیادی می کند و به قول معروف سراغ دانه درشت های خوبی هم رفته و یکسری احقاق حق انجام می شود ولی باید پناه مردم عام باشد و عموم مردم از عملکرد قوه قضاییه راضی باشند. اگر قوه قضاییه فعال و پویا باشد می تواند مملکت را اصلاح کند.

دانشگاه آزاد اسلامی: روز اول به دلایل خیلی خوبی تاسیس شد، در حال حاضر نیز خیلی از پرسشها کشور را حل می کند ولی نیاز به اصلاحات ساختاری جدی دارد. البته این عنوان به دانشگاه دولتی هم بر می گردد. ما یک زمانی نیروی انسانی تربیت شده است در کشور کم داشتیم ولی امروز تحصیلات موجود در کشور متاسفانه هیچ ارتباطی با بازار کار ندارد و باید بگویم که طوری شده است که دانشگاه ها دنبال دانشجو هستند تا بتوانند حقوق اساتید خود را بدهند به طوریکه دانشگاه ها، جهت حفظ خودشان دانشجوها را از دهان یکدیگر قاپ می زنند بنابراین آموزش عالی ما اعم از دولتی و آزاد نیازمند اصلاح ساختاری است.

جبهه پایداری: روزهای اولی که جبهه پایداری تاسیس شده است بود مواضع خیلی تند و تیزی داشت ولی اکنون که در فضاهای واقعی قرار گرفته و احساس می کنم مقداری مجرب شده است و می توان با آن کار کرد. زمانی بعضی افراد در جریان اصولگرایی می گفتند که نمی توان به هیچ وجه با جبهه پایداری کار کرد ولی الان می شود و این تعادل ها و واقع گرایی ها در حال به وجود آمدن هست. مقام معظم رهبری نیز روزی فرمودند که “اصولگرایی چیزی بین حفظ ایده آل ها و نگاه به واقعیات است.” اگر کسی بخواهد فقط ایده آل فکر کند نمی شود و یا فقط واقعیات را ببیند، ایده آل ها را از دست می دهد. بنابراین اصولگرایی حرکتی تعادل بخش بین ایده آل ها و واقعیت های کشور است که جبهه پایداری در حال نزدیک شدن به این اوضاع است.

حزب موتلفه اسلامی: آنها دوستان قدیمی ما و ریشه دارترین و قدیمی ترین حزب کشور هستند که ریشه آن به قبل از انقلاب و نهضت حضرت امام (ره) بر می گردد ولی در هر صورت افکارشان آن جذابیتی که باید را ندارد.

جامعه اسلامی مهندسین: یک تشکیلات صنفی و البته ریشه دار هست. ما تلاش کردیم نخبه گرا باشیم تا کمیت مان اوج برود و معمولا در مجالس و دولت های متفاوت نفوذ داریم ولی انتظارمان از جامعه اسلامی مهندسین بیش از شرایط فعلی است.

حزب عاملان سازندگی ایران: دولت ساخته بود و با رفتن دولت نیز کم رنگ شد. این حزب ساخته و پرداخته دولت آقای هاشمی بود که بعد از آن کم رنگ شدند. حزب همکاری نیز همین گونه و ساخته و پرداخته دولت اصلاحات بود که بعد کم رنگ شد. احزاب واقعی باید دولت ساز باشند و نه دولت ساخته، آیا که با رفتن دولت ها خودشان هم کم رنگ و محو می شوند.

حزب اتحاد ملت و حزب اعتماد ملی: (باهنر از وجود چنین احزابی اظهار بی اطلاعی کرد و گفت که افراد این احزاب را نمی شناسد.)

واژه های کلیدی: سیاسی | انتخابات | اصلاح طلب | اصولگرایان | کاریزماتیک | اصلاح طلبان | انتخابات مجلس | نتیجه انتخابات | انتخابات ریاست جمهوری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs